X
تبلیغات
مرجع موسیقی - موسیقی اصیل ایرانی

مرجع موسیقی

فیض روح القدس ار باز مدد فرماید...........دیگران هم بکنند آن چه مسیحا می‌کرد

موسیقی ترکمن















هنر موسیقی نیز مثل هنر قالی بافی در بین ترکمنها ، ریشه در آداب و سنن و عقاید و آمال و آرزوهای تاریخی ، فرهنگی و اجتماعی این قوم دارد .

درباره ریشه تاریخی این هنر عقاید مختلفی بیان شده است از جمله این که : « در اواخر قرن ۱۷ میلادی ـ اواخر دوره ساسانی ـ عده ای نوازندگان سمر قندی و بخارا و کاشغر و تورفان ، در ردبار چین استخدام شدند . در بین این افراد ، نوازنده ای ترکمن بود به نام کؤشأ / قؤشأ که بر بط می زد . بر این اساس ملاحظه می شود که موسیقی در بین ترکمنها قدمتی دیرینه دارد .

بخشی : ترکمنها به کسانی که همراه با ساز خود آواز می خوانند و بیان کننده شادی ها ، دردها و آمال و آرزوهای قوم خود هستند بخشی می گویند . محققین درباره ریشه تاریخی " بخشی " نظراتی داده اند از جمله اینکه : بخشی در ایام اویغورها به کسانی اطلاق می شدند که بتوانند خط اویغوری را بخوانند و در زبان چینی از واژه " پاکشی " گرفته شده است و به معنی کسی است که حالت شمن به خود بگیرد . بخشی ها آن زمان که خط و کتابت نبود ، نخستین کسانی بودند که رسالت انتقال حرکت های تاریخی ، فرخنگی و داستانهای مربوط به قوم خود را برعهده داشتند . نخستین این طایفه را " بابا قورقود " پیشگوی افسانه ای دوره های اوغوز می دانند که با " قوپوز / دوتار " خود ، داستان ها و روایات دوره اوغوز را به آیندگان منتقل کرده است . در آن زمان کسانی را که هم می خواندند و هم می نواختند با نام " اوزان " هم می شناختند .

بخشی ها دو گروه بودند :

۱) خلق بخشی سی / بخشی های مردمی یعنی کسانی که هنر خود را در خدمت مردم قرار داده اند .

۲) خان بخشی سی / یعنی بخشی هائی که در خدمت خانها بودند .

بر این اساس سازهای ترکمن نیز که مقام خوانده می شود دو گونه است :

الف : خلق مقامی ب : خان مقامی

حدود ۵۰۰ مقام در موسیقی ترکمن شناخته شده است از آن جمله است :

۱) مقام کوراوغلی : مقام کور اوغلی بر اساس حماسه " کور اوغلی " ساخته شده است که در بین قبایل ترک و ترکمن ، از شهرت خاصی برخوردار است . بر اساس این داستان ، پدر کور اوغلی به دستور خان کور می شود و او با سپر خود ، کور اوغلی که در همه امور ، صادق و صمیمی است در قلعه " چنلی بیل " مسکن می گزیند در حالیکه چهل فدائی به همراه دارد . آنگاه کور اوغلی سوار بر " قیر آت " ، اسب مخصوص خود ، قیام بر ضد خان و ایادی او را رهبری می کند .

۲) قیام گوگ دفه / گوگ تپه : این مقام بیانگر حادثه گوگ تپه و جنایات جنگی روسها در سال ۱۸۸۱ میلادی و قتل عام ترکمنها در این قلعه است .

۳) مقام دأرائی دؤن لی : این مقام اشاره دارد به داستان ازدواج " سلطان نایچی / سلطان نی نواز " که نی نوازی او شور و حالی داشت . حادثه چنین اتفاق افتاد که :

« آتی بای برای آخرین پسرش عروسی مفصلی به راه انداخت و در آن از سلطان نایچی دعوت کرد تا نی بنوازد . شب هنگام که سلطان نایچی شروع به نواختن نی کرد ، پیرمردها / یاشولی ها در داخل اؤی / آلاچیق ، جوان ها در خارج " اؤی " و کودکان و نوجوانان در بالای " اؤی " جای گرفته تا شاهد هنر نمائی هنر مند نی نواز باشند . آنگاه که نی نواز به اوج هنر خود رسید و همگی گوش جان به نوای نی سپرده بودند ، دختری قوی پنجه و یتیم که در سقف " اؤی " جای گرفته بود از " تؤینیق " به دامان نی نواز در غلتید . همگی دچار بهت و حیرتی وصف ناچذیر شدند و نی نواز نوای نی را قطع کرد و در بحبوحه این بهت و حیرت بود که یکی از بزرگان داخل اؤی این حادثه را به فال نیک گرفت و گفت : این دختر هدیه الهی است و نی نواز فقیر و دختر را به عقد هم در آوردند و نی نواز هنرمند به شکرانه این نعمتی که نصیبش شده بود آهنگ شورانگیزی خلق کرد که به نام " دأرائی دؤن لی " شهرت یافت . زیرا که عروس را جامه ای از جنس دأرائی ؟ ابریشمین پوشانیده بودند » .

۴) مقام یاغما بولؤت / نبار ای ابر ! : این مقام ، داستان " ساییل بخشی " است ، که عاشق دختری به نام " اوغل امان " بود اما معشوق به او اعتنائی نداشت . ساییل بخشی این مقام را زمانی ساخت که نم نم باران ، جامه های دلدارش را خیس کرده بود و او چنین سرود و خواند :

بیر بولؤت جیک گلدی یاغماغا / پاره ای ابر بهر باریدن ، در فضا چرخید ، گفتمش :

یاغما بولؤت نازلی یارینگ اوستینه

یاریم اؤیدن چیقدی قویون ثاغماغا / ای ابر ! درنگی کن ، چون که نگارم شیر میدوشد .

بال ام بولثانگ ، دأمما اونینگ اوستینه / اگر چه بارش ات عسل باشد .

از مقامهای مشهور دیگر :

۵) مقام بال صایاد

۶) مقام ثالتیق لار

۷) مقام زهره و طاهر

۸) مقام قونقرباش

۹) مقام اوچرادیم

۱۰) مقام آت چاپان

۱۱) مقام حورلقا و همرا

۱۲) مقام یوسف و احمد

۱۳) مقام شاه صنم و غریب

۱۴) مقام گل و بلبل

● آلات موسیقی ترکمنها

الف ) تامدره : که در زبان فارسی " دوتار " و " تنبوره " خوانده می شود ، آلتی است سنتی در موسیقی ترکمن ، مشتمل بر ۱۳ پرده . مشهورترین این پرده ها عبارتند از :

۱) بأش پرده

۲) نوائی پرده

۳) قیامت پرده

۴) گوکلان پرده

۵) شیروان پرده

ب ) قجاق / کمانچه

ج ) تؤیتیک : که بر دو نوع است :

۱ ) از جنس سنگ به نام " دأش تؤیتیک "

۲) از جنس نی باریک و حداکثر دارای ۲ بند

د ) یدی بوغین / که همان " نی " هفت بند است .

و ) قاووز / زنبورک : که مخصوص دختر بچه هاست .











سولماز پاشی زاده ( دانشگاه تهران )




به نقا از سایت آفتاب



------------------------------------------------------------------------


نظریه این وبلاگ :


این مقاله به کوشش خانم پاشی زاده از نظر این حقیر کاملا گویا بوده و اظهار نظری لازم دیده نمیشود ، غیر از بحث عاطفی این مقاله که موسیقی اصیل ایرانی ( موسیقی ملی ) در کل دارای احساس است حتی در مکتب تهران که از نظر من بی روح ترین مکتب بین مکاتب موسیقی ملی است ، موسیقی محلی و مقامی کشور ما دارای احساس  و روح است که میتوان آن را تاثیر گرفته از اتفاقات گذشته ایران دانست و اتفاقات موسیقی دانان ما ،

به عنوان مثال در کتابی خواندم که یکی از دلایل حزن انگیز بودن موسیقی ما عاشق پیشگی موسیقی دانان ماست و نیز حمله قبایل گوناگون به کشورمان .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389ساعت 8:33  توسط SE7EN  | 

بنیاد مولانا از محمدرضا شجریان تقدیر می كند


بنیاد بین المللی مولانا از چهره و شخصیت جهانی استاد محمدرضا شجریان تجلیل می كند.
به گزارش ایسنا، در دیدار رییس بنیاد بین المللی مولانا و دبیر همایش شمس و مولانا، فاروق همدم چلبی - بیست وسومین نواده مولانا - آمادگی كامل این بنیاد را برای تجلیل از استاد محمدرضا شجریان در سطح جهانی در شهر تركیه در قونیه اعلام كرد. فاروق همدم چلبی، بیست وسومین نواده مولانا با بیان این كه استاد شجریان اولین شخصیت فرهنگی، هنری، ایرانی و خارجی است كه حدود ٤٠سال پیش در بارگاه مولانا مثنوی را به صورت آواز اجرا كرد.

وی برگزاری همایش شمس و مولانا توسط حسینی صدر - نماینده خوی - را ستود و گفت: این همایش توانست میراث مشترك فرهنگی كه در بین ملت های جهان وجود دارد، به هم نزدیك كند. علی محبوبی - دبیر همایش شمس و مولانا - در این دیدار با بیان این كه استاد شجریان توانسته است با برگزاری كنسرت موسیقی در اقصی نقاط دنیا مردم دنیا را با فرهنگ مهرورزی و صلح و دوستی فرهنگ ایرانی آشنا سازد، تصریح كرد: استاد شجریان در كارنامه ٤٠ساله فرهنگی و هنری خود توانسته است همگام با اجتماع و مردم پیش رود و در شناساندن فرهنگ تمدن ایرانی از هیچ كوششی دریغ نكرده اند. وی تجلیل بنیاد بین المللی مولانا از چهره بی بدیل آواز ایرانی استاد شجریان را به صورت جهانی اقدامی شایسته و مهم فرهنگی عنوان كرد. محبوبی در پایان خاطرنشان كرد: برگزاری همایش شمس و مولانا با حضور خانم اسین چلبی در خوی برای ایجاد و تبادل فرهنگی بین ملت و كشور دوست و مسلمان ایران و تركیه توانست تأثیرات فرهنگی بسیار مهمی در روابط این دو كشور داشته باشد. محبوبی در پایان تصریح كرد: زمان دقیق و كامل این تجلیل بعدا اعلام می شود.


منبع
روزنامه خراسان


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 13:48  توسط SE7EN  | 

وقتی ساز را پشت گلدان پنهان می کنند



آبان ماه ۱۳۳۰ در تهران به دنیا آمده، سال ۱۳۵۸ ردیف های آوازی را نزد نصرالله ناصح پور امیر پایور و علی جهاندار فراگرفته و نخستین زنی است که پس از انقلاب با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، به برگزاری کنسرت در تالار وحدت پرداخته و از آن روزگار تا به امروز برای بانوان سرزمینش از عشق و شور و مستی خوانده و کوشیده است با انتخاب شعرهای درست، آنها را با فرهنگ غنی شان آشنا کند.
سرپرست گروه خنیا در آغازین روزهای بهار با ما از موسیقی سنتی و اهمیت ثبت و ضبط ردیف های آن، همچنین ضرورت ساخت موزه یی برای نگهداری آلات و ادوات موسیقایی سخن گفته است. او دوره ساسانی را برجسته ترین دوران موسیقی ایرانی می داند و بر این باور است کهف؛
موسیقی دوره ساسانی، بسیار درخشان بوده و در کتاب ها، نام های زیادی از موسیقیدان ها و الحان موسیقی این دوره آورده شده، همچنین سندها و تصاویری از این دوران باقی مانده که نشانگر پیشرفت و وجود آن در زندگی روزمره مردم عادی بوده است. ما برای هفت روز هفته، ۳۰ روز ماه و به عبارتی برای تمام سال، ملودی داشته ایم و این توجه به موسیقی موجب می شود شاپور دوم پادشاه ساسانی از نوازنده های هندی هم دعوت کند تا به ایران بیایند و برای شادی مردم بنوازند، حتی بعضی پژوهشگران بر این باورند که کولیان امروز، بازماندگان همان موسیقیدان های هندی هستند.
-اما بیشتر به دوره قاجار و موسیقیدان های این دوران توجه شده است.
بی گمان برجسته ترین و مردمی ترین دوران موسیقی ما به روزگار ساسانی برمی گردد، اما دانسته های ما از این دوره بسیار اندک است، به این معنی که آثار مکتوب از بین رفته اند و آنچه باقی مانده یا نقش برجسته ها و تصاویری است که در طاق بستان و بیشاپور یافت شده یا آن چیزی است که سینه به سینه نقل شده و به ما رسیده است. اما در ارتباط با دوره قاجار، وضعیت به گونه دیگری است چرا که در این روزگار استادان فن به گردآوری ردیف های موسیقی پرداختند و آنچه تا آن زمان، سینه به سینه نقل شده بود را ثبت و ضبط کردند.
-با توجه به گفته های شما، موسیقی امروز ما متاثر از دوره قاجار است، در حالی که بعضی معتقدند الحان ما همان است که در روزگار ساسانی نیز وجود داشته است.
نمی توان گفت الحان موسیقی ما همان است که در دوره ساسانی وجود داشته اگرچه تاثیر این روزگار را بر موسیقی ایرانی می توان یافت. خیلی از گوشه ها از بین رفته یا دچار دگرگونی شده است. برای مثال ما سه گاه، چهارگاه و پنج گاه داریم، پس به طور قطع یک گاه و دو گاه هم داشته ایم که به مرور از بین رفته اند.
-سازمان میراث فرهنگی به ثبت ردیف های موسیقی پرداخته، این اقدام و فعالیت های مشابه تا چه اندازه به حفظ مقام های موسیقایی می انجامد؟
اگرچه ثبت یک اثر، به تنهایی به دوام و بقای آن نمی انجامد اما همین که مدیران میراث فرهنگی به این درجه از آگاهی رسیده اند که میراث فرهنگی، فقط در بناهای تاریخی خلاصه نمی شود و موسیقی، صنایع دستی، ادبیات عامیانه و... را هم دربرمی گیرد، خود اتفاق خوشایندی است. به راستی که می تواند بگوید تصنیف زیبا و ماندگار «مرغ سحر» جزء میراث فرهنگی ما نیست و می توان نادیده اش گرفت؟،
- پس ثبت یک اثر، تنها به آن جنبه موزه یی می دهد، نه چیز دیگر.
ببینید محمدرضا درویشی یکی از کسانی است که برای موسیقی محلی ما زحمت بسیار کشیده است. تلاش های شخصی اگرچه خوب و درخور تحسین است اما راه به جایی نمی برد. ما برای حفظ موسیقی مقامی و سنتی خود به پشتیبانی های همه جانبه دولتی احتیاج داریم. لازم است سازمان میراث فرهنگی همان گونه که پژوهشکده یی را به باستان شناسی، مردم شناسی یا زبان و گویش اختصاص داده، مکانی را هم برای پژوهشگران موسیقی در نظر بگیرد تا به تحقیق در این زمینه بپردازند و آلات و ادوات موسیقی را در آن به نمایش بگذارند.
-موسیقی مجردترین هنر با زبانی جهانشمول است، اما موسیقی مقامی و سنتی ایرانی با وجود پیشینه یی هزاران ساله هنوز نتوانسته در دل مخاطبان جهانی راه پیدا کند، در صورتی که کسی چون فاتح علی خان جهانی را زیرپا گذاشته است.
ما به کمک ریتم های ساده می توانیم مردم دنیا را با موسیقی خود آشنا کنیم. در دنیای امروز، سادگی حرف اول را می زند و این ویژگی در موسیقی ما کمتر به چشم می خورد. از سوی دیگر موسیقیدان های ما پیله یی غیرقابل نفوذ به دور خود تنیده اند و دلشان نمی خواهد با اندیشه های تازه آشنا شوند. یک موسیقیدان خوب باید کتاب بخواند، فیلم ببیند، به تئاتر برود، موسیقی روز بشنود و...
-تغییرات خواسته و ناخواسته یی در موسیقی ما پدید آمده از جمله استفاده از سازهای جدید در کنار آلات و ادوات قدیمی. این مساله تا چه اندازه موجب ساده تر شدن موسیقی ایرانی شده است؟
اضافه شدن سازهای جدید، به ویژه سازهای کوبه یی به موسیقی سنتی ما باعث ایجاد تنوع و ریتم بیشتر در این نوع موسیقی شده است که آن را برای شنوندگان جذاب کرده است.
-تکرار یکی از ویژگی های موسیقی مقامی است. برای مثال بسیاری از خوانندگان مقام «نوایی» را با پیروی از یک الگوی واحد اجرا کرده اند.
ویژگی موسیقی مقامی تکرار یک ملودی در چند بند با اشعار مختلف است، اما آنچه کار گروهی چون «کامکار»ها را متفاوت می سازد این است که آنها ملودی های تازه و متنوعی برای فواصل بندهای تکرارشونده می سازند که آن قطعه یا مقام را از یکنواختی درمی آورد. این راهی است که می تواند موسیقی محلی را برای مردم جذاب و شنیدنی و در میان مخاطبان شور و هیجان ایجاد کند.
-کمیته میراث معنوی در سال ۱۳۸۳ تشکیل شد تا به ثبت میراث ناملموس فرهنگی از جمله موسیقی بپردازد. چگونه می توان به ثبت موسیقی مقامی و فولکلور، همان گونه که هست پرداخت، در حالی که یکی از ویژگی های بارز فولکلور، نقل سینه به سینه و به روز شدن آن است؟
ریشه بسیاری چیزها که در موسیقی سنتی ما وجود دارد، به موسیقی مقامی برمی گردد، اما مردم امروز آن گونه که باید و شاید با این نوع موسیقی ارتباط برقرار نمی کنند، پس موسیقی سنتی ما باید به موسیقی جهان و دگرگونی های آن توجه کند. من نمی گویم باید موسیقی سنتی یا محلی را نادیده گرفت، اما این گونه از موسیقی با همه اهمیتش جنبه موزه یی پیدا کرده و کسانی می توانند از آن بهره ببرند که در پی آموختن موسیقی و فراز و فرودهای آن در ادوار مختلف هستند.
یکی از عوامل تاثیرگذار بر موسیقی محلی، شرایط جغرافیایی است. برای مثال موسیقی خراسان کاملاً متفاوت با مازندران است. به این معنی که مردم شمال در زمینی سرسبز و پرباران زندگی می کنند و از تغذیه یی سالم و طبیعی برخوردارند، بنابراین موسیقی مردم این منطقه شادتر و زنده تر است برعکس مردمی که در کویر به سر می برند، نوع تغذیه، تارهای صوتی، موسیقی و... شان متفاوت با مردم شمال است و کسانی که به گردآوری این گونه از موسیقی می پردازند باید به ویژگی های اقلیمی هر منطقه توجه کنند.
-لالایی ها، بخش مهمی از موسیقی فولکلور و ادبیات زنانه ما را تشکیل می دهند؛ گونه یی که کمتر به آن پرداخته اید.
کسانی چون پری زنگنه به گردآوری لالایی های ایران و جهان پرداخته اند، شاید من هم روزی چنین کنم اما بیش از لالایی ها، به پیش پرده خوانی، نغمه های عاشورایی و امثالهم علاقه مندم و دلم می خواهد به پژوهش درباره چیزی بپردازم که موسیقی آیینی نامیده می شود. به طور کل علاقه چندانی به اجرای موسیقی محلی ندارم گرچه گاهی هم بنا بر ضرورت به اجرای قطعات محلی پرداخته ام. من دوست دارم سبک های مختلف را تجربه کنم اما خوب است وزارت فرهنگ و ارشاد، سازمان میراث و دیگر متولیان فرهنگی، زمینه را برای رشد و گسترش موسیقی محلی و مقامی فراهم کنند.
-بعضی بر این باورند که موسیقی سنتی ما نتوانسته خود را با جامعه امروز که با شتابی بی منطق جلو می رود، هماهنگ کند، به همین خاطر است که جوان امروز با این نوع موسیقی ارتباط نمی گیرد.
شنیدن موسیقی درست نیازمند وقت، حوصله و دقت است. جوان امروز به دنبال چیزی نیست که او را به فکر وادارد؛ دلش می خواهد خود را تخلیه کند و یک لحظه از شر دغدغه های روزمره رهایی یابد. به این خاطر است که به سمت موسیقی بی هویتی کشیده می شود که به قول معروف از آن سوی آب ها آمده است. از طرف دیگر وقتی صدا و سیمای ما با ۷۰ میلیون بیننده، سازهای سنتی را پشت گلدان و منظره پنهان می کند، چطور می توان از جوانان انتظار داشت به سمت موسیقی سنتی بروند؟ مگر ما تا چه اندازه به آنها خوراک داده و روح شان را با این نوع موسیقی که جدی و تفکربرانگیز است ،سیراب کرده ایم؟، واقعاً چه اشکالی دارد برنامه های ارکستر ملی یا ارکستر سمفونیک از تلویزیون پخش شود؟،
-اما خانم ها در سال های اخیر به موسیقی سنتی علاقه نشان داده اند.
عده یی فکر می کنند اگر موسیقی بدانند، می توانند بچه های بهتری تربیت کنند، بعضی دیگر بر این باورند که موسیقی بر روح و روان شان تاثیر می گذارد و در این میان کسانی هم هستند که صدای خوبی دارند و دل شان می خواهد موسیقی را به طور جدی و آکادمیک فرابگیرند. اما حقیقت این است که زمان برگزاری کنسرت برای خانم ها به سر آمده و اجراها بیشتر محفلی شده. در این گونه کنسرت ها نه مخاطب جدی وجود دارد نه منتقدی. در هر حال من بر این باورم که ذات هنر، حد و مرزها را در هم می شکند و به سرشت حقیقی انسان ها دست پیدا می کند. چه تفاوتی میان صدای زن و مرد وجود دارد، مگر نه اینکه شعر و موسیقی خوب، جدای از اینکه خواننده آن کیست، انسان را به تعالی می رساند؟ موسیقی، آوای دوست را به گوش ما می رساند، همان گونه که مولانا گفت؛ «خشک سیمی، خشک چوبی، خشک پوست/ از کجا می آید این آوای دوست». بگذاریم هر که دلش می خواهد آوای خوش دوست را به گوش من و شما برساند چرا که از هر دل به او راهی هست.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 13:47  توسط SE7EN  | 

پیشنهاد استاد شجریان برای برگزاری جشنواره سازهای ابداعی



محمدرضا شجریان رئیس شورای عالی خانه موسیقی برگزاری جشنواره یی برای معرفی سازهای ابداعی را پیشنهاد کرد.
در جلسه شورای عالی خانه موسیقی که دیروز برگزار شد محمدرضا شجریان رئیس این شورا با پیشنهاد برگزاری جشنواره یی برای معرفی سازهای ابداعی گفت؛ برای حمایت از نوآوری و فعالیت در زمینه های تحقیقاتی و پژوهشی، خانه موسیقی می تواند جشنواره یی برای سازهای جدید و ابداعی برگزار کند.
او با اشاره به چگونگی برگزاری این جشنواره ادامه داد؛ «در این جشنواره می توانیم از تلاش هایی که در سال های اخیر برای بهبود به کارگیری سازها و رفع نواقص آنها در تکنوازی و به خصوص گروه نوازی شده، حمایت کنیم.» کامبیز روشن روان دبیر شورای عالی خانه موسیقی نیز با تاکید بر لزوم تشکیل دفتری برای پیگیری مصوبات شورای عالی گفت؛ «ما باید دفتری در خانه موسیقی تشکیل دهیم تا مصوبات شورای عالی خانه موسیقی را مورد بررسی و پیگیری قرار دهد. ضمن اینکه باید از سوی شورای عالی خانه موسیقی فردی را به عنوان نماینده شورا مسوول این دفتر و پیگیری های مصوبات شورا کنیم تا مصوبات را به اجرا درآوریم.» به گزارش فارس محمد سریر مدیرعامل خانه موسیقی گفت؛ «ما با مسوولان سالن های سطح تهران مذاکره کردیم تا فضاهایی را در اختیار خانه قرار دهند. به این ترتیب اعضای کانون ها می توانند فعالیت هایی از قبیل گردهمایی، نشست های پژوهشی، کنسرت های کوچک یا کارگاه های آموزشی داشته باشند.»


+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 17:22  توسط SE7EN  | 

استعداد بسیار ، امکانات اندک

 

 
نام فرهاد فخرالدینی سال هاست با ارکستر موسیقی ملی گره خورده است البته پیش از او اساتید دیگری در این زمینه پیشگام شده و فعالیت هایی را انجام داده بودند اما پس از انقلاب نام ارکستر موسیقی ملی با فرهاد فخرالدینی شناخته می شود، آنقدر که نمی توان این ارکستر را بی حضور او تجسم کرد. خودش درباره حضورش طی سال های بعد از انقلاب در ارکستر ملی می گوید: «سال ۱۳۷۷ آقای خاتمی رئیس جمهوری وقت از آقای مهاجرانی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی خواست که بار دیگر ارکستر موسیقی ملی تشکیل شود که آقای وزیر طی نامه ای از من دعوت به همکاری کرد. در واقع موسس این ارکستر در سال ۱۳۷۷ من بودم و از آن تاریخ به بعد ارکستر موسیقی ملی در ادامه راه هایی که گذشتگان رفته بودند فعالیت خود را ادامه داد.»


ادامه را در ادامه مطلب بخوانید :

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 11:13  توسط SE7EN  | 

كودكان ما از ساز ایرانی شناختی ندارند

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 23:15  توسط SE7EN  | 

نوآوری در موسیقی، نیازمند پشتوانه علمی است

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 23:12  توسط SE7EN  | 

اقتصاد موسیقی ما بسیار ضعیف است

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 23:59  توسط SE7EN  | 

مطلب سوم

ایرانیان اولین نغمه‌های موزون را برای اذان پدید آوردند

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 11:46  توسط SE7EN  | 

مطلب دوم

همه کارشناسیم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 11:46  توسط SE7EN  | 

مطالب قدیمی‌تر